ای مسلمین بدانید اسلامتان همین است / آیین جور و جهل است دین نفاق و کین است

ای مسلمین بدانید اسلامتان همین است
آیین جور و جهل است دین نفاق و کین است
اسلام دین زور است آیین مرگ و گور است
از لطف و مهر دور است با قهر و کین عجین است
کابوس خوف و خون است افسانه اش فسون است
عفوش فسانه گون است ذاتش دروغگین است
از راه راست گوید راهش ولی به گور است
پیوسته علم جوید علمش ولی به چین است
وقتی خداست قهار آرد پیمبرش قهر
وقتی خدا چنان است پیغمبرش چنین است
گوید فغان فغان از آنکش مجیب خوانید
جوید امان امان از آنی که تان امین است
دعوت به رستگاری وان با زبان شمشیر
این دین منجیان نیست این دین غاصبین است
در اقتدار شمشیر هنگام ضعف تزویر
راز بقای دین تان این بوده است و این است
شاد است زندگانی در ذات خویش و مذهب
تان ضد زندگانی است زیرا که غم گزین است
اسلام راستین تان خودکامه پرور آمد
در رد دین تان این برهان راستین است
با پیر عقل گفتم کان اصل فتنه چبود
بنمود منبری را کان بیگمان همین است
اسلام بی ولایت قولی خلاف عقل است
چون بی نگین توان داشت نقشی که بر نگین است
پس گونه ای از اخوند باید به جای ماند
این مقتضای الشرع _ الانورالمبین است
آخوند کیست یا چیست بسیار از او ندانم
دانم که ذات خدعه ست دانم که عین کین است
افعی بود ندانم یا عنکبوت اما
دانم که زهرناک است دانم که دام کین است
خلقی نشسته دیدم بر گرد منبر او
گفتم ببین سلیمان با دیو همنشین است
پردازد او رسالات وان جمله در نجاسات
آنکش به دیده ناید نسرین و یاسمین است
رندان شادخو را گوید هزار نفرین
خامان مرگجو را از او صد آفرین است
با مرد و زن در اندم از همدلی زند دم
تیغش به زیر جامه ست سنگش در آستین است
با وعده های شیرین جان ها کشد به آتش
زنبور دوزخ است او زهرش در انگبین است
لعنت کند بر ابلیس حال آنکه خود به تلبیس
فربه تر ز شیطان ملعون تر از لعین است
مهرش جواز غارت سجاده نطع کشتار
داغ سیاه کاریست انش که بر جبین است
از کشته پشته سازد کین شیوه الهی ست
صد گونه خدعه یازد کین اقتضای دین است
هر جای کش گذاریست گویا که مرگزاری ست
زنهار از ان مکانی کو اندر ان مکین است
تا گرم باشدش نان سازد تنوری از جنگ
خار و خس تنورش جان های نازنین است
چشم شما گواه است کاخوند فتنه خواه است
بر چشم شک نشاید این چشمه یقین است
باری امان مجویید زین دام خوف و خون تا
اسلام در زمان است اخوند در زمین است
آری امان مجویید ای کاروانیان تا
اسلام در زمان است آخوند در زمین است
آری امان مجویید ای کاروانیان تا
این تیر در کمان است وین دزد در کمین است
یا علم کافتاب است یا دین که عین خواب است
حکمت اگر شناسید این حکم واپسین است

Advertisements
این نوشته در Uncategorized ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s